مير سيد شريف راقم سمرقندى
92
تاريخ راقم ( فارسى )
اندوه و غم سر بر نمىزد . اين زمان از ترشح منبع جود آن خديو معدلت آثار در چهار فصل گلهاى هميشه بهار مىشگفت . بيت ز ابر مرحمت خان معدلت آثار * نمىدميد به غير گل هميشه بهار در تاريخ 914 حكم خان دريا شكوه چنين جريان يافت كه دبيران عطارد رقم و منشيان خوش تحرير چابك قلم انشائى كنند به شاه اسماعيل كه محلّى به جواهر نصيحت و مزيّن به زيورهاى برى از فضيحت . در اندك فرصت خوشنويسان نيكو تقرير كميت خامه مشكين شمامه را در ساحت ميدان صحيفه اين چنين در جلوه در آوردند كه لله الحمد سرير سلطنت باهره و تاج سرورى دولت طاهره بر تارك كيوان همسرى دارد ، بلكه برترى مىجويد ، كافه برايا و عامهء رعايا از جويبار عنايت بىغايت ما سرسبز و از نسيم التفات ما شكفته خاطرند . امّا بعده شاه ايران را اينكه به سمع ملازمان رسيد كه مذهب تشيّع را شايع كرده غير از هواى نفسانى و وسواس شيطانى هيچ چيز حاصل نيست . ترك اين آئين كن و سالك جادهء عصيان مباش و طريق اهل سنت و جماعت كه جز اين راه نيست ، پيشنهاد خاطر دار و از صراط مستقيم شريعت پاى اطاعت بيرون منه . درين فعل قبيح و عمل شنيع كه تصور خيريت در آن كرده يقين نايره شريست كه موجب احراق و مستوجب احتراق اجزاى وجود بىوجود و نبودنى خواهد بود . درين مقام ترانه نصيحت در پردهء گوش جاى داده قول مخالفان را عمل منماى و از راه راست كه جادهء مستقيم شرع است با شعبهاى ابليس پر تلبيس منحرف مگرد و الّا زمين عراق پر از جنود نامعدود خواهيم گردانيد و به ضرب الفتح شمشير كه در دست اقتدار و قبضهء اختيار ماست حصار اصفهان را هرچند برج و بارو به اوج افلاك رسانيده باشد با حضيض خاك برابر خواهيم كرد . بلكه به قانونى گوشمال دهيم كه تا صداى صور قيامت از ياد سامعان اهل عراق بيرون نرود . كوچك و بزرگ عراق از استماع حسن اصوات اين نامه و از زمزمهء نغمات اين نى خامه پنجگاه حواس هر يك چون تركيب چهار گاه عنصرى آهنگ مخالفت مىكرد . از آنجا كه غرور شاهى و هواى پادشاهى در سر داشت اين نواى نصيحتآميز را نغمهء بى جا پنداشت .